پرسش و پاسخ

۱) چگونه هیجانات فرزند نوجوان خود را کنترل کنیم؟

در دوره بلوغ بسیار متداول است که نوجوانان از پدر و مادر خود دور شوند و با هم سن و سال هایشان احساس نزدیکی کنند. بسیاری از نوجوانان به دلیل نیازی که برای مستقل شدن احساس می کنند نسبت به هرگونه دخالتی از جانب پدر و مادر به شدت واکنش نشان می دهند. حتی اگر راهنمایی آن ها عاقلانه و مفید باشد. برای پدر و مادرهایی که در حیرت هستند که چگونه روابط شان این گونه شد، پاسخ ساده ای وجود ندارد. کودک پرمهر و فرمانبردار ظرف چند ماه ناگهان به یک یاغی تبدیل می شود. اگر نوجوان شما در برابر دخالت های خانوادگی طغیان می کند، نمی توانید انتظار داشته باشید که با روی باز پیشنهادات شما را درباره اندیشیدن پرامید بپذیرد. اما می توانید با شیوه هایی نه چندان آشکار، راهبردهای تقویت امید را به او منتقل کنید. پیشگیری از شرایط نامناسب همواره ساده تر از اصلاح شرایط نامناسب است. برای پدر و مادرهایی که فرزندشان هنوز وارد مرحله بلوغ نشده اند، زمینه سازی برای گفت و گو، نکته کلیدی یک رابطه خوب است. بیشتر پدر و مادرها خواهان رابطه باز ، پرمهر و محترمانه با فرزندشان هستند. اما در عمل بسیاری از پدر و مادر ها نمی دانند چگونه چنین رابطه ی مفیدی را ایجاد و حفظ کنند. مهارت برای برقراری رابطه را می توان آموخت. کتاب های بسیاری در مورد ارتباط بهتر با نوجوانان نگاشته شده است و شما می توانید با خواندن این کتاب ها نکات فراوانی را بیاموزید .

۲) رهنمودهای مورد نیاز من به عنوان پدر و مادر برای رفتار درست با فرزند نوجوانم چیست؟

.نخستین قانون برای داشتن یک ارتباط خوب، خوب شنیدن است. خوب شنیدن یعنی شما به نوجوان تان اجازه می دهید درباره هر چه دوست دارد، صحبت کند، حتی اگر مورد علاقه شما نباشد. به عبارت دیگ رسخنان او را قطع نمی کنید و انتظار دارید که او هم سخنان شما را قطع نکند. در دوران بلوغ عواطف نوجوان و وضعیت  هورمونی او، لجام گسیخته است. یاد بگیرید که به گفته های احساسی ، واقع بینانه پاسخ دهید و درک کنید که نوجوانان دوست دارند اغراق آمیز سخن بگویند تا در شما هیجان ایجاد کنند. معمولا آن چه می گویند نشان گر عواطف واقعی شان نیست. یکی از واکنش های مناسب در پاسخ به یک گفته ی احساسی، این است که سعی نکنید نوجوان تان را آرام کنید. بلکه احساس او را تشخیص دهید و اعلام کنید.اگر مشکل یا جر و بحثی پیش آمده است، از نوجوان تان بپرسید که به نظر او چگونه باید این مشکل را حل کرد. ممکن است با پیشنهادهای او موافق نباشید، اما دست کم این نوع نگرش ، زمنه ای برای آغاز مذاکره به وجود می آورد. بی درنگ پیشنهادهای او را رد نکنید. به سخنان او گوش کنید. اگر نمی توانید پیشنهاد او را بپذیرید، نشان دهید که به او احترام می گذارید و حاضرید با او گفت و گو کنید تا به راه حل مشترکی برسید.رهنمودهای مطرح شده برای تمام سنین مفید است اما بهترین زمان برای شروع رابطه خوب با فرزندتان در کودکی آن هاست. اگر از کودکی با فرزندتان ارتباط خوبی برقرار کنید، آن ها در همه زندگی به گفت و گو کردن با شما علاقه مند خواهند بود.

۳) چگونه با کودکان خود به خرید برویم و مسئوولیت پذیری پول را آموزش دهیم؟     

در ایران به طور میانگین برای کودکان حدود سن دبستان می توانیم پول تو جیبی در نظر بگیریم و به آن ها بگوییم با این پول می توانی از بوفه ای که در مدرسه وجود دارد خرید کنی. یعنی به آن ها حق انتخاب بدهیم. به این ترتیب کودک می فهمد که با موجودی خود می تواند چیزی را انتخاب کند و بابت آن پول پرداخت کند. پس مسئوولیت پولی را که در اختیار دارد با خود اوست. کودکان همیشه می بینند و یاد می گیرند. پس برای یاد دادن مطلبی به آن ها از کوچکی شروع کنید. مثلا با همین پول تو جیبی یاد دادن مهارت های مالی را شروع کنید.اجازه دهید فرزندتان مسئوولیت پول شان را خودشان بر عهده بگیرند و در آن راستا رشد کنند. ابتدا این شما هستید که باید تصمیم بگیرید که مایلید پول تو جیبی فرزندتان را هفته ای پرداخت کنید و یا ماهیانه. هر کدام را که انتخاب کردید باید تاآخر ادامه دهید و در آن وقفه ای ایجاد نکنید. برای کودکان کوچک تر اغلب پول تو جیبی هفتگی بهتر است. کودکانی که سن کمتری دارند و ظرفیت نگهداری پول خود را تا آخر ماه ندارند و تمام پول خود را یک جا خرج می کنند. بنابراین بهتر است کودکان ۷-۹ سال به طور هفته ای و کودکان بالای ۱- سال به طور ماهیانه پول تو جیبی خود را دریافت کنند. هم چنین متخصصان معتقدند که پرداخت پول تو جیبی باید از قاعده ای منظم و خاص برخوردار باشد که می تواند به صورت های مختلفی مانند روزانه ، هفته ای و ماهیانه باشد تا کودک و نوجوان بتواند بر اساس نظم برای پول ثابتی که به او پرداخت می شود برنامه ریزی کند. اطلاعات موجود نشان می دهد که خانواده های با درآمد متوسط به مستمری هفتگی یا ماهیانه ی کودکان اهمیت بیشتری می دهند.با فرزندانتان بازی خرید کردن انجام دهید. شما می توانید خردی کردن را با پول واقعی و یا دسته چک ها و کارت های فرضی آغاز کنید. با پول خرد شروع کنید که بتوانند شمردن همه نوع پول را یاد بگیرند. هیچ وقت برای پس انداز کردن دیر نیست. به آن ها یاد بدهید که پول خردهای خود را در درون یک قلک بیندازند و خودتان نیز این کار را انجام دهید تا بچه ها یاد بگیرند که چگونه پول شان را پس انداز کنند .

۴)آیا پدر و مادر در ناکامی فرزندانشان مقصرند؟  

شما می خواهید فرزندتان را در رسیدن به آرزوهایش کمک کنید. یعنی مشتاق موفقیت فرزندتان هستید. این ویژگی مطلوب و حتی ضروری هر پدر و مادری است. اما فشار بیش از حد بر کودک، می تواند بیشتر به او ضرر برساند تا فایده. بسیار مهم است که بتوانید کم امید بودن کودک تان را تشخیص دهید بدون آن که خودتان را مقصر بدانید.بسیاری از پدر ها و مادرها باور دارند ک مسئول همه افکار و عواطف فرزندان شان هستند، به خصوص اگر آن افکار و عواطف منفی باشد. درست است که پدرها و مادرها تاثیر فراوانی بر کودک دارند اما جدید ترین پژوهش ها نشان داده که دوستان آموزکاران و سایر معاشران هم بسیار مهم هستند. ممکن است برخی زمینه ها در سنی مهم باشند سپس اهمیت خود را از دست بدهند و پس از آن دوباره مهم شوند. برای نمونه در کودکی و نوجوانی، بازی و تفریح مهم استو در جوانی و میانسالی کار و فعالیت مهم می شود و دوباره در دوره بازنشستگی تفریح کردن اهمیت می یابد. منظور ما این است که اگر چه درک کلی امید، برای شناخت و یاری به فرزندان مفید است، اما بهتر است زمینه های خاصی را برای به کار بستن راهبردهای امید در نظر بگیرید. در این زمینه با فرزندان خود مشورت کنید و ببینید که کدام زمینه برای او مهم است. پدر و مادر به همه ی افکار فرزندانشان آگاه نیستند و شاید برخی پرسش ها و پاسخ های آن ها شما را به تعجب وا دارند.

۵)تا چه حد امید و آرزو و تلاش های ما از زمان کودکی در یک جهت هستند؟  

هر کودک یا بزرگسالی هر روز هدف هایی برای خود تعیین می کند، اگر چه ممکن است آن ها را هدف نخواند. برای نمونه صبح از خواب برخواستن ، آماده شدن برای مدرسه ، صبحانه خوردن ، سوار اتوبوس مدرسه شدن یا پیاده رفتن به مدرسه هدف هایی هستند که هر کدام هدف هایی فرعی در بر دارند. کار شما چه روزمره باشد و چه بسیار دشوار،به طور معمول یک هدف نهایی دارد که می تواند به چند هدف فرعی تقسیم شود. خوشبختانه، مجبور نیستیم برای همه ی کارها تلاش کنیم. در دوران کودکی حیاتی ترین کارها کاملا عادی و حتی خودکار می شوند. زیرا آن ها را هزاران بار انجام می دهیم. اگر فکر کنید می بینید که آموزش انجام خودکار این کارها به کودکان وظیفه ماست  که تازه پدر و مادر شده ایم. هر چه کودکان در رسیدن به هدف هایشان موفق تر باشند، اراده ی آن ها قوی تر می شود. تقویت اراده تا حدودی به راهیابی کودک بستگی دارد؛ زیرا هرچه راه های بیشتری برای رسیدن به هدف وجود داشته باشد، احتمال موفقیت بیشتر است. نیروی اراده و نیروی راهیابی نیز هر دو تا حد زیادی به هدف های واقع بینانه و قابل دسترسی بستگی دارد. وقتی تلاش های کودک به نتیجه می رسد، در راه رسیدن به خواسته هایش ، خود را توانا می بیند و در نتیجه قدرت به وجود آورنده اراده و قدرت تفکر راهیابی در او شکوفاتر می شود.                                                                                                                                     

۶)آیا خیانت پدر و مادر را می توانیم به فرزندان توضیح دهیم؟

چگونگی توضیح دادن این اتفاق به گروه سنی بچه ها بستگی زیادی دارد. و در هر گروه سنی بهتر است متناسب با درک و منطق آن ها توضیح داد. طلاق به خودی خود امنیت و دنیای امن کودکان را خراب می کند. و بهتر است این گونه به بچه ها توضیح داده شود که پدر و مادر به هر دلیلی که جدا می شوند و هر تصمیمی که میگیرند همچنان پدر و مادر شما باقی می مانند.توجه داشته باشید که بعد طلاق مسائل خود را به کمک درمانگر برطرف کنید و بچه ها به عنوان شنونده و یا سنگ صبور هرکدام از شما قرار نگیرند و بدگویی هایی از هر دو طرف اتفاق نیفتد. چرا که اینکار می تواند بیشتر به ناامنی بچه ها دامن بزند.

۷)والدین چگونه تربیت جنسی فرزند خود را آغاز کنند؟

تربیت جنسی فرزندان به صورت ناگهانی شروع نمی شود بلکه والدین بایستی از دوران کودکی، تربیت جنسی فرزند خود را آغاز کنند و بدانند که چگونه به تناسب سن فرزند خود به سوالات جنسی وی پاسخ دهند و این آگاهی بخشی و تربیت فرزند در هر سنی متفاوت است. به عنوان مثال ممکن است والدین کودک ۲ یا ۳ ساله ای داشته باشند که مراقبت های خاص خود را لازم دارد. کودک در این سن متوجه بدن خود و تفاوت های جنسیتی می شود و این توجه باعث می شود که کودک راجع به بدن خود کنجکاوی هایی داشته باشد والدین بایستی مراقب کنجکاوی های بیش از حد او باشند. گاهی کودک سوالاتی درباره نحوه متولد شدن خود می پرسد که پاسخ والدین نباید بیشتر از نیاز کودک و آنچه که می داند باشد و برای پاسخ دهی به سوال او ابتدا باید دانست که این سوال چرا و چگونه در ذهن کودک شکل گرفته است و کودک چه اطلاعاتی در این زمینه دارد پس براساس دانسته های کودک به او جواب می دهیم. البته این قضیه فرهنگی است و بسته به فرهنگ هر جامعه و خانواده نحوه پاسخ دهی و آشنایی کودک و نوجوان با مسائل جنسی متفاوت است. معمولا در فرهنگ جامعه ما نوجوانان اطلاعات خود را در خصوص بلوغ و مسائل جنسی از طریق منابع غیروالدینی نظیر دوستان و رسانه ها نظیر اینترنت و …… کسب می کنند و متاسفانه منابع رسمی برای اطلاع رسانی در این خصوص غفلت کرده اند. اگر فرض را بر این بگذاریم که نوجوانی در مورد این مسائل از والدین خود پرسش هایی را می پرسد والدین بایستی با ظرافت با این مسئله کنار بیایند و نباید به انکار سوالاتی که برای وی بوجود آمده بپردازند و نه به آن دامن بزنند.

۸)رفتارهای مخرب طرف مقابلم تا چه حدی بعد ازدواج تغییر پیدا می کند؟

وقتی ما در رابطه ای هستیم که مورد توهین و تحقیر و بی اعتمادی قرار می گیریم یعنی نیاز به کمک حرفه ای داریم. مثلا کتک خوردن از فردی که بنا است شریک راه زندگی شما باشد هیچ توجیهی ندارد. افراد رابطه را ادامه می دهند به امید اینکه فرد تغییر کند ولی در نظر داشته باشید نمی توان به امید تغییر کسی با او ازدواج کرد. همچنین سکوت و انفعال افراد در رابطه به منزله تقویت برای رفتار اشتباه طرف مقابل است. و این که یک آدم تغییر نخواهد کرد مگر اینکه خودش بخواهد. با تصورات روتوش شده از یک آدم نمی توان یک زندگی را بنا کرد.

۹) چگونه سردی بوجود آمده در رابطه زوجی را برطرف کنیم؟

عشق و گرمی موضوعی است که ممکن است هرکس برداشت خود را از موضوع داشته باشد و در زندگی زناشویی بعد از گذشت چندسال حتما تغییر شکل می دهد و به دوست داشتن و یک صمیمت عمیق تری احتمالا تبدیل شود. که امنیت و ثبات بیشتری دارد. نسبت به احساس عاشقی اولیه، اما شور و هیجان کمتری را تجربه خواهیم کرد. شاید اتفاق خاصی در رابطه می افتد که باعث سردی و بی احساسی می شود. اگر همیشه سبک ارتباطی به نوعی بوده که ابراز احساسات مثبت یا منفی سخت می شود بهتر است برای اصلاح و بررسی بیشتر این موضوع به زوج درمانگر مراجعه کرد.البته زبان عشق آدم ها گاهی باهم متفاوت است و در این زمینه کتابی به عنوان زبان عشق وجود دارد که مطالعه آن بسیار مفید است.

۱۰)من تازه متوجه شده ام که همسرم به من خیانت کرده.چه کاری باید انجام دهم؟

باید عکس العمل آنی از خود نشان داد و یک مرتبه به دلیل بدعهدی همسرتان تصمیم بگیرید که از او جدا شوید. شما نیازمند کمی زمان هستید. باید قبول کنید که احساس خشم و عصبانیت ، ترس و …برای فردی که شاهد خیانت همسرش بوده کاملا طبیعی است.تمام افکار و احساسات که به شما دست می دهد را بر روی کاغذ یادداشت کنید تا ذهنتان از افکار منفی تخلیه شود.با همسر خود در موقعیت مناسب در مورد بدعهدی اش صحبت کنید. هرچند وقت یکبار با روانشناس یا مشاور ملاقات داشته باشید. نباید ضربه روحی وارده را پنهان کنید. سعی نکنید این بازی که چه چیز یا چه کسی سبب بروز این فاجعه شده است را شروع کنید. واقع بین باشید.

۱۱) آیا نوروفیدبک به راستی روش مؤثری است؟

وقتی کودک بیش فعال نیاز به توجه دارد، به جای افزایش موج بتا در مغزش، موج تتای او بالا می رود و در دستگاه EEG بالا بودن موج تتا نسبت به بتای او ثبت می شود. در جلسات نوروفیدبک درمانی، به کودک می آموزیم که چگونه موج بتای خود را بالا بیاورد. معمولاً بعد از ۳۰ جلسه درمان، کودک کاملاً می آموزد که چطور امواج مغز خود را کنترل کند . علاوه بر بهبود توجه و تمرکز در کودکان، علائم دیگر بیش فعالی نیز در کودک کمرنگ می شوند. در کودک تحت درمان با دارو، با پایان نیمه عمر دارو در بدن، علائم برمی گردد اما زمانی که کودک می آموزد که چطور امواج مغز خود را کنترل کند، علائم خاموش می شوند ، و بدان معنی است که وقتی جلسات درمانی کامل شد، کودک شما فردی نرمال خواهد بود و این نکته وجه تفاوت نوروفیدبک با سایر روش های درمانی است.

۱۲)آیا نوروفیدبک محدودیت و عوارضی نیز دارد؟

در مورد عوارض احتمالی جانبی این روش در ۳۰ سال گذشته مطالعات بسیاری انجام شده و خوشبختانه عارضه جانبی خاصی برای این روش درمانی ذکر نشده است، این در حالی است که درمورد داروهای شیمیایی مثل ریتالین لیست بلند بالایی از عوارض گزارش شده است.آیا در آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته از نوروفیدبک در درمان کودکان بیش فعال کم توجه استفاده می شود؟در آمریکا  بیش از ۱۰۰۰ مرکز نوروفیدبک وجود دارد که این رقم در ۵ سال گذشته از کمتر از ۱۰۰ مرکز به این تعداد رسیده که این موضوع خود حاکی از میزان اهمیت و محبوبیت این روش درمانی در کشورهای پیشرفته می باشد .

۱۳)اگر فردی عاشق شما بود ولی شما عاشق او نبودید چه باید کنید؟                                              

یکی از چالش‌های بزرگ عاطفی زمانی است که مورد توجه و محبت کسی باشیم که هیچ حس خاصی نسبت به او نداریم. افراد در چنین شرایطی واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. زیرا واکنش‌های معشوق بر فرد عاشق تأثیر می‌گذارد.وقتی کسی عاشق ماست، با عشق خود این پیغام را می‌دهد که من تو را سال‌هاست می‌شناسم، تو یکی از افراد اصلی دوران کودکی من هستی و امیدوارم که مرا به تعادل روانی برسانی. زمانی که شما هیچ احساسی نسبت به فردی که عاشق شماست ندارید به او این پیام را می‌دهید که، من تو را نمی‌شناسم، تو یادآور هیچ یک از افراد اصلی کودکی من نیستی پس تعادل روانی مرا به هم نزن. وقتی فرد عاشق را طرد می‌کنیم به او این پیام را می‌دهیم که دوباره تلاش کن و بازی ادامه دارد.همان‌گونه که به عشق و عواطف مثبت خود توجه می‌کنید به طرد و نفرت خود نیز توجه کنید و سعی نمایید ریشه‌های آن را درک کنید که این نفرت و طرد از یادآوری و تداعی کدامین طرد و نفرت در گذشته من می‌آید. طرد و نفرت را وسیله‌ای کنید برای شناخت خود و خودشناسی. در صورتی که عاشق یک فرد آزار دهنده بود با رفتار و عواطف خود شما را آزار می‌داد و وارد حریم خصوصی شما می‌شد. باید این بار مراقب خود باشید و از خودتان مراقبت کنید. در این صورت مطابق موارد زیر عمل کنید:

۱۴)چرا کودکم بدرفتاری می کند؟

ممکن است توانایی های رشدی کودک، او را در معرض خطر مشکلات رفتاری قرار دهد. توانایی های رشدی، مثل ویژگی های جسمانی، بر چگونگی ادراک اولیه دیگران از کودک و تعاملات بعدی با آن‌ها تأثیر می‌گذارد. برای مثال تأخیر خفیف در رشد زبانی با بیان گفتاری ضعیف هوش کمتر از متوسط، ممکن است به پذیرش اجتماعی ضعیف، تمسخر یا دیگر اشکال بدرفتاری اجتماعی منجر شود. همچنین ممکن است این تأخیرها بر توانایی اجتماعی حل مسئله در کودک، توانایی درک و پیروی از دستورات و خواسته‌های والدین یا توانایی یادگیری عادات صحیح یا کنترل هیجانی تأثیر بگذارد. ممکن است این مسائل مستقیماً به تعارض با مراقبان و افراد دیگری بینجامد که کودک با آن‌ها تعامل دارد.مهم ترین عوامل دیگر به‌جز ویژگی های کودک و ویژگی های والدین، پیامدهایی ست که ممکن است نتیجه ی رفتار نادرست خانواده با کودک باشد. همچنین وجود وقایع استرس زا در خانواده می‌تواند از علل بدرفتاری در کودکان باشد.

۱۵)کدان ویژگی های فرزندم نشان دهنده نافرمانی است؟

کودک نمی‌تواند تا تحقق خواسته‌های تصریح شده در دستور بزرگ‌سال به اطاعت از آن ادامه دهد. ممکن است برخی این رفتار را شکلی از فراخنای توجه و یا توجه مستمر به وظایف( رفتار بر طبق وظیفه) در نظر بگیرند./ رفتار کودک از لحاظ رشدی نامناسب و یا به لحاظ آماری نابهنجار محسوب می‌شود. به این معنی که به‌طور معنا داری بیشتر از آنچه در میان  کودکان در این گروه سنی معمول است رخ می‌دهد. با استفاده از مقیاس‌های درجه بندی رفتار کودک که این بعد از رفتار را در برداشت است، طراحان مقیاس می‌تواننداین مسئله را اثبات کنند.  البته اطلاعات برای ارزیابی با استفاده از گزارش‌های والدین از رفتار کودک کسب خواهد شد چرا که محیط خانه جایی ست که چنین رفتارهایی معمولاً در بدترین صورت خود بروز می‌کند، برای اثبات اینکه عدم تناسب بین سن و رفتار کودک وجود دارد، می‌توان از گزارش‌های معلم نیز استفاده کرد.

۱۶)چطور با يك كودك خشونت گرا برخورد و از ساير كودكان محافظت کنیم؟                  

جذبه و نفوذ والدين مهم ترين عامل بازدارنده قرباني شدن كودكان است.كودكان نبايد به تنهايي با افراد شرور و ناسازگار برخورد كنند. توصيه به فراموش كردن ماجرا، فايده اي ندارد و تشويق به مقابله به مثل  و كتك كاري نيز فايده اي ندارد و ختي خطرناك است. ارتباط بين كودكان شرور و منفعل، بر اساس قدرت استوار بوده  و چون كودكان قلدر قويتر هستند در صورت بروز درگيري كودكان منفعل شكست خواهند خورد.بنابراين علاوه بر اسيب ديدن و زخمي شدن مورد آزار و اذيت بيشتري قرار ميگيرند. در چنين شرايطي، هر كودك منفعل به يك بازنده دعوا معروف خواهد شد. يكي از موثرترين راه هاي دوري از مقابله است كودكي كه در حال قدم زدن با عده اي كودك شرور روبرو مي شود بهتر است مسيرش را تغيير دهد تا با آنها برخورد نكند. درگيري بي مهابا با افراد شرور نه تنها افتخار نيست بلكه نوعي حماقت است. خود شما نيز در صورت مشاهده مسير خطرناك هيچ گاه براي اثبات شهامت خود، آگاهانه آن را انتخاب نميكنيد. دوري از خطر نشانه ضعف نيست بلكه نشانه هوشياري و عقلانيت است. البته اين راه حل در تمامي موقعيت ها مصداق ندارد. از اين رو بايد راه حل هاي ديگري را به فرزندانتان بياموزيد. كمك خواستن كودكان ضعيف بايد بتوانند از بزرگترها كنك بخواهند والدين نيز بايد فرزندانشان  را به اين امر تشويق كنند. به انها بگوييد اگر به كمك ديگران احتياج داشتند، به شما و يا معلم خود مراجعه كنند. آنها نبايد به تنهايي با مشكل خشونت برخورد كنند. شوخي كردن برخي متخصصان معتقدند با استفاده از شوخي كردن مي توان از موقعيت هاي خطرناك گريخت. استفاده از اين روش نيازمند مهارت است. كودكان قرباني ممكن است فاقد چنين مهارتي باشند زيرا درصورت برخورداري از چنين مهارتي هيچ گاه مورد آزار و اذيت قرار نميگرفتند. به هر حال يكي از راه هاي گريز از ناسازگاري و خشونت، شوخ طبعي است. مقاومت در برابر كودكان خشونت گرا اگر فرزندتان تنها بود بهترين راه حل، مقبله با خشونت است. اگر كودكان ديگري ناظر صحنه باشند، كودك قلدر براي خودنمايي مجبور مي شود با او دعوا كند. گهي اوقات شنيدن جملاتي مانند: من تسليم تو نمي شوم يا تو نمي تواني مرا اذيت كني موجب صرف نظر كردن كودك قلدر از درگيري مي شود. اگر فرزندتان احساس كرد با گفتن چنين جملاتي ممكن است اوضاع وخيم تر شود، به او بگوييد زماني كه يك بزرگسال او را همراهي ميكند، از چنين جملاتي استفاده كند.

۱۷)چگونه بر مشکلات پدر و مادری بعد از طلاق غلبه کنیم؟                   

از تأثیرگذارترین کارهایی که والدین می‌توانند انجام دهند، گفت و گوهای خوب و سالم، همکاری و مصالحه است. متأسفانه در ارتباطات بسیاری از زوج‌ها چنین عناصری وجود ندارند. اگر شما هنوز در مورد جدایی‌تان بحث و مشاجره می‌کنید، شاید گفت و گو وضع را بدتر کند. بعضی از زوج‌ها وقتی می‌بینند بعد از جدایی، بهتر از زمانی که باهم زندگی می‌کردند، می‌توانند گفت و گو کنند، تعجب می‌کنند. وقتی طلاق می‌گیرید، تنها موضوعی که  شما را به بحث و گفت‌وگو وامی‌دارد، بچه‌ها هستند. بسیاری از زوج‌ها بعد از جدایی درمیابند که باید به انجام دادن وظایف پدرانه و مادرانه‌ی خود ادامه دهند و احساسات بد گذشته را کنار بگذارند.

۱۸)به نظر شما آیا در زندگی زناشویی باید کنترل وجود داشته باشد؟

ما به عنوان همسر در زندگی مشترک حق داریم که بدانیم در زندگی مان چه می گذرد.وقتی با مساله ای مواجه می شویم که برایمان سوظن یا بدبینی پیش بیاید باید با شریک زندگی مان درمیان بگذاریم که بتوانیم به قطعیت برسیم و نسبت به دانستن امری ناخوشایند، خود ار آماده کنیم.

۱۹)از چه عواملی که در زندگی مشترک باعث بدبینی می شود باید پرهیز کرد؟

در زندگی زناشویی، اصل بر صداقت، تعهد و صمیمیت است و اگر این موارد وجود نداشته باشد اسم این رابطه زندگی نیست: ایجاد ابهام و پاسخ ندادن به آن توجه نکردن به علایق و مسائلی که برای فرد مقابل مهم است،به عنوان مثال اگر روز تولد همسرمان را فراموش کنیم و در کل باید به قلق های یکدیگر توجه کنیم.اگر هرکدام از زوجین نسبت به امری در زندگی شک دارند و باعث ابهام برایشان شده از طرف مقابل سوال بپرسند و سعی کنند برای این کار از سوالات انعکاسی و بدون تهدید استفاده کنند.

۲۰)خانواده چه سهمی می تواند در بدبینی فرزندش در آینده داشته باشد؟

دو اختلال اگر در والدین وجود داشته باشد، در آینده فرزندانش تاثیر مخربی بجا می گذارد که شامل شکاکی، بدبینی و وسواس است. چون این دو اختلال، کنترل گر است و این تاثیرات در بزرگسالی فرزند نمود پیدا می کند. پس می توان گفت، خانواده در بدبین بودن فرزندش بسیار نقش دارد.

۲۱) اگر در رابطه ام خیانت دیدم، بمانم یا رابطه را ترک کنم؟                                                              

سه مرحله ای که هر فردی با مساله خیانت رو به رو می شود، آن ها را طی می کند:

۱-عادی سازی احساسات: با برملا شدن رابطه نامشروع، احتمالا هر دوی شما به ورطه ی گردبادی عاطفی کشیده می شوید که در آن شما همسر زخم خورده با احساس عمیق خسران و شما همسر عهد شکن با انتخاب ها و عواطف ضد و نقیض رو در رو می مانید. شما به هیچ وجه احمق یا متزلزل نیستید، دیگران هم رنج و سردرگمی مشابهی را تجربه کرده اند و در دنیا شما تنها نیستید که به مشکل گرفتار آمده اید.

۲-تصمیم گیری درباره از سرگیری رابطه ی صمیمانه یا دست کشیدن از آن: پیش از آن که عواطف شما فرصت فروکش کردن بیابد،لازم است با احساس تزلزل خود درباره ماندن یا رفتن کنار بیایید. شما با بررسی امکاناتی که پیش رو دارید می توانید بر حسب نیازها و شرایط خود تصمیم معقولی اتخاذ نمایید. “از عشق چه انتظاری می توانم داشته باشم؟ آیا باید به احساسات خود اعتماد کنم؟ از کجا می توانم مطمئن باشم همسرم، همسر مناسبی برای من است؟”

۳-بازسازی رابطه: اگر تصمیم گرفتید رابطه خود را از نو سامان دهید، احتمالا ماه ها یا شاید سال ها وقت لازم دارید تا اعتماد و صمیمیت برباد رفته را دوباره به زندگی تان بازگردانید. اول از همه:

-مفهوم رابطه ی نامشروع را درک کرده و به سهم خود در برابر آن مسئوولیت قبول کنید.

– با معشوق خود قطع رابطه کنید.

 –اگر همسر عهدشکن شما هستید، اعتماد از دست رفته را جبران کنید و اگر همسر زخم خورده اید اعلام کنید که برای جلب اعتماد دوباره شما به چه چیزهایی نیاز است.

 –طوری صحبت کنید که همسرتان حرف هایتان را شنیده رنج شما را درک کند. به علاوه طوری گوش بدهید که همسرتان حساسیت موضوع را درک کرده و بی پرده با شما سخن بگوید.

-تشخیص دهید که چگونه تجربه های دوران کودکی می تواند تاثیرات مخربی بر روی شما گذاشته باشد و چگونه می توانید رابطه ی امروز خود را از آلودگی به این تجربه ها در امان نگه دارید.