index

کودک آن‌چه را می‌بیند، انجام می‌دهد؛ نه آن‌چه را می‌شنود. بنابراین آن‌ چه محرز است این است که بچه‌های شاد و خوش‌بین، صرف‌نظر از ساختار ژنتیکی، محصول خانواده‌ای شاد خواهند بود چراکه تحقیقات نشان می‌دهد که اگرچه گاهی افسردگی و بدبینی می‌تواند نوعی گرایش ژنتیکی باشد، اما ژن‌ها انعطاف‌پذیرند و می‌توانند نسبت به محیط، فعال یا غیرفعال شوند. در نتیجه نحوه بینش و رفتار و الدین می‌تواند چنین گرایشی را مهار کند.

نخستین گام برای ایجاد حس خوب در کودکان، تأیید و تحسین ازسوی والدین است؛ تأییدی که معطوف به تلاش کودک باشد، نه به نتیجه کار او. ثمره چنین توجهی، رشد این باور در کودک است که تمرین و تلاش، راه رسیدن به اهداف خواهد بود و آن‌چه اهمیت دارد، پشتکار است نه استعداد. از موارد حایز اهمیت دیگر، محبت بی‌قید و شرط والدین است. بهترین راه برای تأمین سلامت عاطفی پایدار فرزندان، دریافت عشقی بی‌پایان و بدون مرز از جانب پدر و مادر است که او را برای همیشه در مقابل افسردگی واکسینه خواهد کرد.

البته با این فرض که این محبت قلبی به‌گونه‌ای ابراز شود که کودک آن را بفهمد و درک کند؛ از طریق در آغوش گرفتن، بوسیدن، نوازش کردن به‌صورت مستمر و… آرامشی که کودک از این روش‌ها بدست می‌آورد، متضمن سلامت روانی او خواهد بود. این‌گونه ابراز دوست‌داشتن‌ها ممکن است در مواقعی از روز بیشترین اثر را داشته باشند، مثلاً شب‌ها قبل از خواب بهترین فرصت است که بتوان با نوازش و گاهی ماساژهای آرام‌بخش، کودک را برای خوابی آسوده آماده کرد؛ زیرا آرامش از ملزومات شادی و نشاط است.

کودکان اغلب شوخی کردن از جانب پدر و مادر را دوست دارند؛ شوخی‌هایی هم چون قلقلک دادن یا ادا درآوردن، به سادگی آن‌ها را می‌خنداند. دویدن دنبال آن‌ها هرچند کوتاه برایشان شیرین است و کارهای بسیاری که هرکس در ارتباط با فرزند خود بهتر تشخیص می‌دهد، همه این‌ها بهانه‌هایی هستند تا کودک درک کند که پدر و مادرش او را دوست دارند. تنبیه کودک ما فکر می‌کنیم فرزندمان همیشه می‌داند که او را دوست داریم و گاهی اگر در برخوردهایمان از کوره در رویم و او را دعوا کنیم و در این بین از عباراتی ناخوشایند استفاده کنیم، تأثیری در او نخواهد گذاشت؛ درصورتی‌که این‌گونه نیست.

واژه‌هایی که ما گه‌گاه هنگام عصبانیت به کار می‌بریم، بیشترین اثر را در ذهن او خواهد گذاشت. مثلاً واژه‌هایی چون “چقدر شیطونی”، “چقدر بی‌ادبی” یا جملاتی مثل “از دستت خسته شدم”، “دیگه دوستت ندارم”و… آن‌چنان در ذهن او می‌ماند که ممکن است کودک باور کند حتماً همین‌گونه است. ذهن بچه‌ها به طور قابل ملاحظه‌ای تحت‌تأثیر عبارت‌هایی است که ما آن‌ها را خطاب می‌کنیم. پیامی که ما بزرگسالان در قالب چنین جملاتی به کودکانمان می‌دهیم، در ضمیر ناهشیارشان ثبت می‌گردد. پس در این موارد باید مراقب نحوه صحبت کردن و کلماتی که به کار می‌بریم باشیم. موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد این است که احساس امنیت در فرزندان، در ایجاد حس نشاط و آرامش تأثیرگذار خواهد بود. وجود رابطه عاشقانه، عاطفی و محکم بین پدر و مادر، تضمین‌کننده فضایی امن برای کودکان است. والدینی که رابطه خوب و دوست‌داشتنی داشته باشند، کودکانی شاد و خوش‌بین خواهند داشت.

پدر و مادر لازم است زمانی را برای بودن کنار هم اختصاص دهند؛ به‌ گونه‌ای که به بچه‌ها اجازه ندهند تا خلوت آن‌ها را بر هم بریزند. مثلاً وقتی کودک بداند زمانی‌که پدر و مادرش در حال گفت‌وگو هستند او در اولویت نیست و والدین صحبت یکدیگر را به‌خاطر کودک قطع نخواهند کرد، احساس امنیت خاطر می‌کند؛ به این سبب که می‌فهمد پدر و مادرش چون همدیگر را دوست دارند، به هم احترام می‌گذارند.

در پایان این‌که بتوان کودکی شاد داشت، شاید کمی ایده‌آل به نظر برسد، اما می‌توان مهارت‌هایی را آموخت و به‌کار برد و در جهت رسیدن به یک زندگی شاد حرکت کرد. نکاتی که بیان شد، هیچ‌کدام قاعده صددرصد نیست و ممکن است هر کس برای کودک خود به شکلی دیگر عمل کند. این موضوع کاملاً وابسته به خلاقیت والدین است، اما در این نکته که والدین شاد، کودکانی شاد خواهند داشت، شکی نیست. از پدر و مادر بودن خود لذت ببرید و بدانید که هیچ‌گاه در کنار کودکان وقتتان هدر نمی‌رود. کودکی فرزندانمان فرصت خوبی است برای کشف خوشی‌های کوچک. “این زمان زیاد طول نمی‌کشد.

ورود کاربران