EQ

گام کلی تقویت هوش هیجانی کودک:

۱) با همدلی گوش دهید.

۲) بر احساسات کودک نام بگذارید.

۳) به احساسات کودک اهمیت بدهید.

۴) قشقرق ها را به کلاس درس تبدیل کنید.

۵) حل مساله را به او یاد بدهید

۱) با همدلی گوش دهید: وقتی کودکتان احساساتش را بیان می کند با همدلی و از نزدیک به حرف او توجه کنید و مانند آینه ای آنچه او به شما ابراز کرده را باز گو کنید. مثلا اگر فکر می کنید کودک شما به خاطر اینکه شما وقت زیادی را با کودک تازه به دنیا آمده می گذرانید، احساس تنهایی و رهاشدگی می کند، از او بپرسید که آیا چنین احساسی دارد؟اگر او تأیید کرد به او بگویید: حق با توست مامان خیلی با نی نی مشغول شده است. سپس از زندگی و کودکی خود داستانهایی برای او بگویید که نشان دهد حرف او را فهمیده اید و با او همدردی می کنید. مثلاً وقتی که خواهر و پدرتان با هم به پارک رفته بودند و شما را نبرده بودند! اینکه چگونه شما به پدر و مادرتان احساس خود را گفتید و آنها چگونه کمک کردند که شما احساس بهتری پیدا کنید. این حرفها به کودک شما نشان می دهد که او تنها نیست و این احساس نا خوشایند او هم از بین خواهد رفت.

۲) بر احساسات کودک نام بگذارید: کودکان نوپا که هنوز کلمات کافی نیاموخته اند و درک رابطه علت و معلولی را کامل ندارند، روشی برای ابراز احساسات خود بلد نیستند. سعی کنید به کودک یاد بدهید که به احساسات خودش برچسب بزند و نام آنها را یاد بگیرد. اگر او از اینکه نمی توانید او را به پارک ببرید نا امیدانه دست و پا می زند تا شما را راضی کند، به او بگویید که می دانید او از این که نمی تواند به پارک برود ناراحت است.

حتی می توانید به او یاد بدهید که می توان درباره یک اتفاق احساسات متناقضی داشت مثلاً طبیعی است که اولین روز مهد کودک او همزمان هیجان زده باشد و بترسد. اگر کودک شما ناراحت است و اتفاق خاصی برای او نیفتاده است ببینید به تازگی چه وقایعی در اطراف او رخ داده مثلاً اسباب کشی کرده اید و یا شما و همسرتان با هم جرو بحث داشته اید. اگر نمی دانید علت ناراحتی او چیست به بازیهای او توجه کنید و ببینید چه می کند. اگر عروسک مادر در بازی او زیاد داد می زند شاید بتوانید حدس بزنید که علت ناراحتی او چیست؟

۳) به احساسات کودک اهمیت بدهید: به جای اینکه به کودک خود بگویید دلیلی برای ترس و ناراحتی تو وجود ندارد. به او توجه کنید و با او همدردی کنید. مثلاً اگر از اینکه نتوانسته به تنهایی پازلی را کامل کند، عصبانی شده و قشقرق به پا می کند؛ به او بگویید می دانم که واقعاً ناامیدکننده است که آدم نتواند یک پازل را تمام کند. بهتر است بدانید وقتی به او می گویید که واکنش نامناسبی داشته او فکر می کند نباید احساسات خود را بیان کند و باید بر آنها لگام بزند.

۴) قشقرق ها را به کلاس درس تبدیل کنید: اگر هنگام رفتن به دندانپزشکی و مطب دکتر فرزندتان هیجان زده شده و قشقرق به پا می کند، قبل از رفتن با او صحبت کنید و او را برای رفتن آماده کنید. به او توضیح دهید که در مطب چه چیزهایی در انتظار اوست و برای چه باید به آنجا بروید. درباره زمانی که شما هم می خواستید به یک مکان تازه بروید و هیجان داشتید صحبت کنید و مثلاً به او بگویید که چگونه از اولین روزی که سر کار می رفتید واهمه داشتید و چطور ترستان ریخت. صحبت کردن و آماده کردن کودک قبل از رفتن به مکانهای تازه به او کمک می کند که بهتر با شرایط تازه کنار بیاید و کمتر قشقرق به پا کند.

۵) حل مساله را به او یاد بدهید: ممکن است فکر کنید که این کار برای یک کودک نوپا زود است اما حتی از همین سنین هم می توان به کودک مهارتهای حل مساله را یاد داد. وقتی با کودکان دیگر اختلاف پیدا می کند، محدودیتها را برایش مشخص کنید و او را راهنمایی کنید که به راه حل مناسب دست پیدا کند. مثلاً اگر خواهر کوچکترش مداد او را برداشته و نمی دهد و دارند با هم کشمکش می کنند و مداد را از دست هم می کشند، به او بگویید می دانم که از دست خواهرت عصبانی هستی چون مدادت را برداشته اما حق نداری او را بزنی بلکه می توانی مداد دیگری به او بدهی و مال خودت را از او بخواهی. به نظرت چه کارهای دیگری می توانی بکنی تا مدادت را از او پس بگیری؟ اگر او راه حلی نداشت از او بخواهید یک نفس عمیق بکشد و مطمئن شود که فک و دستان و پاهایش محکم و بی حرکت هستند و آنوقت با به دست آوردن کنترل خشمش از او بخواهید که با صدای محکم و بدون خشم احساسش را بگوید: من از عصبانیت دیوانه می شوم وقتی خواهرم وسایل مرا بر می دارد. به او نگویید که نباید عصبانی شود. لازم است کودک هم بداند که هر انسانی حق دارد خشمگین شود اما تا جایی که به خودش وکسی آسیبی نرساند.

۶) خودتان الگو باشید: بهتر است به خودتان هم توجه کنید و ببینید که در مقابل حرکات و رفتار کودکتان چه عکس العملهایی از خود نشان می دهید. لازم است وقتی شما هم از دست او عصبانی می شوید در کلام و لحن صدایتان این خشم بروز نکند. مثلاً اگر وقتی کودک گریه می کند و چیزی می خواهد که نمی توانید و نباید به او بدهید؛ نه تنها او را نزنید بلکه هرگز به او نگویید: تو منو دیوونه می کنی!! بلکه بگویید این رفتارت مرا عصبانی و ناراحت می کند. در این حالت کودک می تواند بفهمد که رفتارش را دوست ندارید و با خود او مشکلی ندارید. در ضمن یادتان باشد که از انتقادهای بیش از حد خودداری کنید. چون با این کار اعتماد به نفس او را جریحه دار می کنید.

یادتان باشد به احساسات منفی خودتان هم اهمیت بدهید و بدانید که با پنهان کردن احساسات بد خود نمی توانید کودکانی بدون ناراحتی بار بیاورید. بلکه تنها با این کار او را گیج می کنید و موجب می شوید او خیال کند که بابت احساسات منفی اش باید شرمنده باشد و احساس گناه کند. بنابراین بهتر است به او نشان دهید که شما هم عصبانی و ناراحت می شوید اما سعی می کنید احساسات خود را با روش مناسبی کنترل کنید تا به کسی آسیبی نرسد. تنها در این حالت است که کودک هم یاد خواهد گرفت چطور و چگونه در شرایط مختلف از هوش هیجانی خود استفاده بکند.